[ شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ ] [ 23:25 ] [ بهاره ] [ ]
ما در حريم تو همه مستيم يا حسين                      ما را ببخش عهد شكستيم يا حسین
 

 

[ چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 18:47 ] [ بهاره ] [ ]
یا علی
همه به دنبالش میگردند 

و از نبودنش رنج میبرند

عدالت را میگویم...

دریغ و افسوس 

از اینکه نمی دانند

هزار و اندی سال پیش 

به دستور اربابان زر و زور و تزویر

در مسجد کوفه به شهادت رسید 

در سکوت اکثریتی خاموش...

امروز بعد از مدتها به این وبلاگ سر زدم یعنی قبلنا سسر میزدم ولیانگار حسی برای نوشتن نبود اینجا وقتایی مینویسم که از ته دل بخوام چیزی که از دل بید به دل میشینه خیلی  از دوستان بهم لطف داشتن و کامنت گذاشتن باید منو ببخشند اگر کم کاری کردم انشالله جبران میکنم 

داشتم میگفتم وقتی به تموم نوشته های گذشته نگاه کردم دیدم خیلی وقته ننوشتم و یا نوشته هام مثل سابق نبوده ...شنیدین میگن معجزه؟من این روزها دارم میبینم اگه قرار باشه انتخاب شی اگه هنوز خدا بهت امیدوار باشه خودشش یجوری میارتت تو مسیر یجوری که باورتم نشه یه چیزایی بهت نشون میده بهت ثابت میکنه که شرمنده گدشتت میشی شرمنده اون زمانی که نخواستی بشناسیش انقد درگیر زندگی دنیا شد ی که وقتی برای فکر کردن به آخرت نموند ....خدای مهربون من عاشقتم عاشقتم که اینبار درس عشقو باعشق خودت امام علی داری یادم میدی ...هیچ وقت این مرد بزرگو نشناخته بودم چقد غریبی بین ما مسلمونا یا علی ...فقط برامون یه قصه مونده یه خاطره یه ضربت شمشیر و یه کاسه شیر ...و تو رو نشناختیم یا علی ما مدیون توایم ...تو چه کردیو ما چه کردیم ...به ما از خون زخمت گفتن نه از خون دلت ...تو کی بودی که ما نشناختیمت ...شرمندم از روی تو که وقتی ده سالت بود برای ما دعا کردی برای ما وعده گرفتی ...من چی میدونم از تو ...منه نادون چی فهمیدم تو این 23 سال زندگی ....خدایا منو ببخش انگار اومدم تو این دنیا فقط زندگی کنم ازدواج کنم صبح تا غروب دنبال پول بدوام مثل یه آدم نادون بمیرم انگار یام رفته چرا منو خلق کردی ....

اینبار از علی نوشتم از شرمندگیم پیشت آقا ...چون اینبار یه جور دیگه میخوام بشناسمت ...یا علی کمکم کن تو این راه ...یاعلی تو چه کردی با من ... هیچ کاری بدای اشتباه های گذشتم نمیتونم کنم جز اینکه مثل اشک از چشام بیرون بریزن ...دلم میخواد بشناسمت ...کاش همه دنیا علی رو میشناختن...

[ دوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴ ] [ 13:4 ] [ بهاره ] [ ]
پناه میبرم به خدا 

از عیبی که امروز در خود میبینم 

و دیروز دیگران را بخاطر همین عیب ملامت کرده ام ....

[ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 19:12 ] [ بهاره ] [ ]
فقط

 

آرامش حضور خداست
وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمیکنه
وقتی نا گفته ها تو بی آنکه بگی میفهمه
وقتی نیاز نیست برای بودنش التماس کنی و غرورتو تا مرز نابودی پیش ببری
وقتی مطمئن باشی با اون هرگز تنها نخواهی بود
آرامش یعنی همین
تو بی هیچ قید و شرطی خدا داری....

[ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 11:7 ] [ بهاره ] [ ]
ﺣﺴﯿﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ: " ﻫﻞ ﻣﻦ ﻧﺎﺻﺮ ﯾﻨﺼﺮﻧﯽ؟ "
ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﻗﻀﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ:
ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎﺣﺴﯿﻦ ! ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺣﺴﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺗﺎﺧﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...
ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ:
ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎﺣﺴﯿﻦ ! ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺣﺴﯿﻦ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﺳﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ :
ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦ ! ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺣﺴﯿﻦ ﺳﻨﮓ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ، ﻣﻦ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ:
ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦ ! ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺣﺴﯿﻦ ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﻋﺮﺵ ﺑﻪ ﻟﺮﺯﻩ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﭘﺲ
ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﺮﺍﻣﻢ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦ ! ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺣﺴﯿﻦ ﺭﻣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﻧﺪ: ﻫﻞ ﻣﻦ ﻧﺎﺻﺮ ﯾﻨﺼﺮﻧﯽ؟
ﻣﻦ ﻣﺤﺘﺎﻃﺎﻧﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ:
ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎ ﺣﺴﯿﻦ ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺣﺴﯿﻦ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺵ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﮐﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ، ﺣﺴﯿﻦ ﺑﻪ
ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ﯾﺎﺭﯾﻢ ﮐﻦ ...
ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ: ﻟﺒﯿﮏ ...
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻏﺮﻭﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ...
ﻣﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ:
ﺍﻟﻠﻬﻢ ﻋﺠﻞ ﻟﻮﻟﯿﮏ ﺍﻟﻔﺮﺝ ...
ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻬﺪﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺟﮕﻮﯾﻢ :
" ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ "...
ﻣﻬﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻣﻦ ﻃﻠﺐ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...
ﻣﻬﺪﯼ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ ... ﺣﺴﯿﻦ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ ...
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﻣﺎ ...
ﻭﺍﯼ ﺑﺮﻣﻦ ........

[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 19:35 ] [ بهاره ] [ ]
نمی دونم چی بنویسم از اون وقتاییه که میگن واژه ها نمیتونن حس و حال آدمو بیان کنن خدایا هزار مرتبه شکرت هزار مرتبه شکرت هزاااااار مرتبه شکرت .......

میگن همیشه بهترین اتفاقا درست زمانی میوفته که انتظارشو نداری ....خیلی دلم هوای مشهد کرده بود فکرشو نمیکردم به این آسونی دعوت شم یه مهمونیو یه سفر 

حالا که دارم اینا رو مینویشم اشک تو چشامه آقا ممنونم که منو طلبیدی واقعا طلبیدیا چون الان نه قصد داشتیم بیایم  نه شرایطشو 

ولی وقتی تو بخوای همه چی جور میشه جوره جووووور 

این چند وقت بهار خوبی نبودم آقا میخوای  بهم کادو تولد بدی قربونت بشم؟منکه آدم بدی بودم چی شد خواستی یادم بیاری حواست بهم هست؟میدونم معرفت شما کجاومعرفت من کجا  خیلی مونده آدم شم ....انقدر خوشحاااالم انقدر خوشحاااااالم که نمیتونم بگم دوست دارم گوشیو بردارم همین الان به همه بگم دارم میرم پیش عشقم بگم آقا مارو یه دفعه طلبیده خیلی دوسن داشتم با شوهرم بیام پیشت آقا ازت ممنونم بخاطر کادو به این بزرگی نفسم یادته چند سال پیش آرزو کرده بودم تولدم بیام پیشت آقاااا بهم کادو تولد حضور تو حرمتو بدی یادت نرفته بود؟لنقدر حواست جمعه همه هست ای وای من که چه قولایی دادمو یادم رفته شرمندم آقای من شرمندم ....

[ دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 9:20 ] [ بهاره ] [ ]
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺿﺎﻣﻨﻢ ﺑﺎﺷﯽ ﺁﻫﻮﯾﯽ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺷﮑﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ..
[ چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 17:26 ] [ بهاره ] [ ]
چه خدای مهربانی داریم ...
می تواند مچ ما را بگیرد ...
 
ولی همیشه دست مارا می گیرد.
[ جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 16:0 ] [ بهاره ] [ ]
چه خدای مهربانی داریم ...
می تواند مچ ما را بگیرد ...
 
ولی همیشه دست مارا می گیرد.
[ جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 16:0 ] [ بهاره ] [ ]
       باور نمی کنم

           خالق نظم دانه های انار

           زندگی مرا بی نظم چیده باشد . .

[ جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 15:57 ] [ بهاره ] [ ]
ﻣﯿﺨــــــــــﻮﺍﻡ ﺩﻋــــــــــــﺎ ﮐﻨــــــــــــﻢ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧـــــــﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯾﻢ
ﮐﻪ ??:
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻓﺘــــــــــــﺎﺭﻥ ??
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘــــــــــــﻦ ??
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬــــــــــــﺍﻥ ??
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎ ﺍﻣﯿــــــــــــﺩﻥ ??
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﻋﺎﺷﻘــــــــــــﻦ ??
ﺧـــــــــﺪﺍﺟــــﻮﻥ ﻫـــــﻮﺍﯼ ﺩﻻﺷــــﻮﻧﻮﺩﺍﺷﺖـــــــﻪ
ﺑﺎﺵ،
ﯾﻪ ﺩﺳﺘـــــــﻰ ?? ﺑﻪ ﺳـــــﺮﻭﮔـــــﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﻮﻥ
ﺑﮑﺶ،
ﻧﺬﺍﺭ ﺣﺴــــــــــــﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﻝ ??ﺑﻤﻮﻧﻦ ،
ﻧﺬﺍﺭ ﺍﯾﻤﺎﻧﺸــــــــﻮﻥ ﺿﻌﻴــــــﻒ ﺑﺸﻪ،
ﺩﺳﺘﺸــــــــــﻮﻧﻮ ﺑﮕﻴـــــــــــ ــــــــــــﺮ ??.... plz
??ﺧـــــــــــ ــــــــــــﺪﺍ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺨﯿــــــــــــﺎﻝ ﻭﻟﯽ
ﺩﻝ ﺍﯾﻦ
ﺩﻭﺳﺘــــــــــــﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑــــــــــﻮﻧﻤﻮ ﺷـــــــــــﺎﺩ
ﮐﻦ ??
ﺧﺪﺍﻳــــــــــــﺎ ﺑﻪ ﻳﮕﺎﻧﮕﻴـــــــﺖ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻴــــــــــــﺪﻡ
ﻧﺬﺍﺭ ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــــﺎﺷﻮﻥ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻤﻮﻧــــــــــــﻪ !!?

تو این شبای قدر برای همه دعا کنید ....

[ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۳ ] [ 11:42 ] [ بهاره ] [ ]
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ؛
ﺑﺮﺁﻣﺪﮔﯽ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﯿﺪ
ﺭﻓﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪ،
ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﻗﻮﺳﯽ ﮐﻮﭼﮏ ،
ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﻣﻌﻤﺎﺭﯼ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ...

[ یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ ] [ 19:7 ] [ بهاره ] [ ]

ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺸﻘﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ

ﮐﺎﺩﻭﯼ ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻨﺖ ﺍﺯ ﺑﻘﯿﻪ ﺟﺪﺍﺳﺖ ! ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ ﻣﺒﺎﺭﮎ....


[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:40 ] [ بهاره ] [ ]

ﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺰﺍﺭ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺎﻡ ﺭﻭ

ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ ! ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ، ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ

ﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ، ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ . ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ

ﮔﺬﺷﺖ ..... ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ .... ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ .... ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ

ﺗﺮ ..... ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﯿﻞ ﺗﺮ . ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ

ﻗﺒﺮ ﭘﺎﻡ ﺭﻓﺖ، ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ ،

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﻧﻤﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ

ﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﭘﺎ ﻣﯿﺰﺍﺭﯾﻢ...

[ یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 0:21 ] [ بهاره ] [ ]
زخمی که میزنیم 

دلی که میشکنیم 

ارزان نیست.....

یک جایی باید بهایش را بپزدازیم 

یک وقتی شاید همین نزدیکی ها......!

[ چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:31 ] [ بهاره ] [ ]

وضعیت خوبی ندارم
مرا ببخش!
دستم از اشیا رَد می‌شود،
رَد می‌شود از تلفن
فراموشـت نکـرده‌ام
فقط کمی......

کمی،
مُــرده‌‌ام!

رسول یونان

[ شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 12:5 ] [ بهاره ] [ ]
ﺧــ ♥ـــﺪﺍﯾﺎ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ ﻣﻘﺪﺭ فرما . ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﻗﻢ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﺏ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﺴﺘﻪ ، ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺷﻮﺩ. ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ فرما ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﻋﻄﺎ میفرمایی ﺑﻪ ﺍﻭﻧﻴﺰ ﻋﻄﺎ فرما...
[ سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 17:28 ] [ بهاره ] [ ]

[ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 17:3 ] [ بهاره ] [ ]
 

 

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلـــورت" مهم است ...!

اهل کجا بودنت مهم نیست ، "اهــل و بـجـا"  بودنت مهم است ...!

منطقه زندگیت مهم نیست ، "منطــق زنـدگـیت" مهم است ...!

وگذشته ی زندگیت مهم نیست ؛

امــروزت مهم است که از چه گــذشتـه ای وچه چیزی برای فــرداهایت میسازی..

 

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلـــورت" مهم است ...!

اهل کجا بودنت مهم نیست ، "اهــل و بـجـا" بودنت مهم است ...!

منطقه زندگیت مهم نیست ، "منطــق زنـدگـیت" مه...
م است ...!

وگذشته ی زندگیت مهم نیست ؛

امــروزت مهم است که از چه گــذشتـه ای وچه چیزی برای فــرداهایت
 
 میسازی..
[ چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 16:5 ] [ بهاره ] [ ]

خدایا شکرت ...

[ چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ] [ 14:1 ] [ بهاره ] [ ]

 

گاهی خسته می شود ..
خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی ..
خسته از انتظار بر روی تخت ...
..
خسته از تهوع های بی وقت ..
خسته از نگاه دیگران ..
خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده " ..
خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است ..
...
گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود ..
بدون آنکه معنیِ "تمام" برایش معلوم باشد ..
...
خدایا ..
هنوز به تو امیدوار است ..
و هنوز از این امید خسته نشده ..
به فکرش باش ..
بی گناه ترین است ...
 
 
[ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 23:33 ] [ بهاره ] [ ]

دیشب با خدا دعوایم شد ......
با هم قهر کردیم .....

فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد ......
رفتم گوشه ای نشستم ....
چند قطره اشک ریختم.....
و خوابم برد .....

صبح که بیدار شدم ....
مادرم گفت ...
نمیدانی از دیشب تا صبح
چه " بارانی " می آمد ...

[ پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 0:13 ] [ بهاره ] [ ]

[ چهارشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 0:48 ] [ بهاره ] [ ]
 
[ چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ] [ 10:3 ] [ بهاره ] [ ]

[ شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 23:45 ] [ بهاره ] [ ]
[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 14:58 ] [ بهاره ] [ ]

عکس

[ دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 23:38 ] [ بهاره ] [ ]
والاااااااااااااااااااااا

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند.
احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند.
اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند.

 

بگوییم :  از اینکه وقت خود را در اختیار  من گذاشتید متشکرم.
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

 

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.

 

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.

 

بگوییم :  خدا  سلامتی بده.
نگوییم :  خدا بد نده.

 

بگوییم : هدیه برای شما.
نگوییم :  قابل ندارد.

 

بگوییم : با تجربه شده.
نگوییم :  شکست خورده.

 

بگوییم: قشنگ نیست.
نگوییم : زشت است.

 

بگوییم: خوب هستم.
نگوییم: بد نیست.

 

بگوییم : مناسب من نیست.
نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

 

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟
نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

 

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.
نگوییم : خسته نباشید.

 

بگوییم: من.
نگوییم: اینجانب.

 

بگوییم: دوست ندارم.
نگوییم: متنفرم.

 

بگوییم: آسان نیست.
نگوییم: دشوار است.

 

بگوییم : بفرمایید.
نگوییم : در خدمت هستم.

 

بگوییم : خیلی راحت نبود.
نگوییم : جانم به لبم رسید.

 

بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.

[ دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 9:37 ] [ بهاره ] [ ]

[ جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 18:28 ] [ بهاره ] [ ]